تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر وجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه و احفظ قائده
جمعه سی ام دی 1384
علائم ظهور... ...  

آيا مي دانيد يكي از علائم ظهور ظاهر شدن آب بر روي زمين در شهر قم مي باشد؟

حضرت عسكري (علیه السلام) جريان شب معراج رسول اكرم (ص)و نظر كردن آن حضرت را به سرزمين قم و پرسش از جبرئيل را ذكر نموده و فرمودند:« جبرئيل گفت:اينجا شهري بنا خواهد شد وبندگان مؤمن  خدا در آن جمع شوند و اميدوار به محمد(ص) و شفاعت او در قيامت باشند.بر ايشان همّ و ‎غمّ و حزنها و مكاره وارد شود.

راوي پرسيد:پس چه وقت انتظار فرج خواهند داشت؟

امام فرمود:«اذا ظهر الماء علي وجه الارض».

يعني : هر گاه آب بر روي زمين ظاهر شود.

علامه ي مجلسي فرموده:«در اين زمان هنوز آبي جاري نشده است».

آيا مي دانيد يكي از علائم ظهور حضرت مهدي(عج ) خراب شدن بعضي از شهرها در آخر الزمان است؟

«حذيفه»از رسول خدا (ص) روايت كرده كه فرمود:«انّ مصر،امنت من الخراب حتي تخرب البصرة».

ثم ذكر رسول الله(ص):ان خراب البصرة من العراق و خراب مصر من جفاف النيل.

وخراب المكة من الحبشه.و خراب المدينته من السيل. وخراب اليمن من الجراد.و خراب  الأبل من الحصار.و خراب الفارس من الصعاليك من الديلم.وخراب الديلم من الارمن.وخراب الارمن من الجرز.وخراب الجرز من الترك. و خراب الترك من الصواعق.و خراب السند من الهند.وخراب الهند من الصين. وخراب الصين من الرمل.وخراب الحبشه من الرجفه.وخراب الزوراء من السفياني.و خراب الروحاء من الخسف.وخراب العراق من القحط.»

يعني:همان مصر،ايمن است از خراب شدن تا اينكه بصره خراب شود.

سپس حضرت فرمودكه:خراب شدن بصره از عراق است.

و خراب شدن مصر از خشك شدن رود نيل  است.و ويراني مكه از حبشه است.و ويراني مدينه از سيل است.و ويراني يمن به خاطر ملخ است.و ويراني ابله از حصار است.وخراب شدن فارس از فقرا و گدايان وبينوايان ديلم است.وخراب شدن ديلم از ارمنستان است. و خراب شدن ارمنستان  از جرز است.و خراب شدن جرز از تركستان است.وخراب شدن تركستان از صواعق است.وخراب شدن سنداز هند  است.و خراب شدن هند از چين است.وخراب شدن چين از رمل است.و خراب شدن حبشه اززمين لرزه است.وخراب شدن بغداد از سفياني است.وخراب شدن روحاء به فرو رفتن است.و خراب شدن عراق از قحطي خواهد بود.

                           منبع:جوان امام زمانت را بشناس،كاري از گروه تحقيقاتي پايگاه فرهنگي بلدالامين                                               

                                                         

 

 

چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384
خداییش... ...  

خبر مرگ امیر کویت رو که شنیدم فکرم رفت تو اوضاع جهنم . بدجور این روزها اونجا جشن

گرفتنا! جمعشون جمع و بوششون و رایسشون کمه دوستداران مردم مظلوم فلسطین. راستی

قضیه چیه که مرگ شارون رو قطعی اعلام نمی کنن؟ ؟؟؟؟

مثلا فکرش رو بکنین بگن شارون از بس لطیف و حساس (!!!!!!) بود از غصه ظلمی که

مسلمونا به خصوص تروریستهای فلسطینی و بدتر از اونها ایرانیها با اون دولت نهمشون که

رئیس جمهورشون به تاریخ مقدس(!)ما توهین می کنه دق کرد و مرد . بعدشم فیلم پیاز

رنده کردن شارون رو تکثیر کنن و با کامپیوتر عکس دو تا قلب بکشن رو لباسش و ...

بعدشم فکر اینجاش رو بکنین که بعد از دویست سال دیگه دانشمندهایی که بگن شارون کلی آدم کشته بوده و قضیه ی خونین صبرا و شتیلا و هزاران جنایت دیگه رو ، رو کنن رو بگیرن زندونی کنن!!!

           

                  

   

                        

.           

 

نمی دونم کجا بود شنیده بودم سال 2006پیش بینی کردن که بوش کشته می شه مثل اینکه طرفداران عزیز حقوق بشر بعد از یه سال تلاش و مبارزه ی  مداوم  با تروریستها همه دارن می رن آتیش خوری! کی می خواد بعد از اینا ما رو از دست تروریستهای بزرگ

دولت نهم ایران نجات بده؟؟؟؟ خدا بهمون رحم کنه اینا خیلی تروریستنها!!!!!!!!!!!!! با یه پیشنهاد و دوتا سؤال سه نفر  کله گنده رو شوت می کنن اون دنیا!!!!

برای گوری یل شارون عزیز و همراهان شکم گنده اش که نوچه و مریدش تشریف داشتن آرزوی محشور شدن با یزید و معاویه رو داریم و امیدواریم موش و صیدام و پلو جون(رایس) و ... به زودی به این لشکر روسفید بپیوندند...آمین!

 

 

 

 البته این  یه شوخی بود ان شاءالله خیلی زود این ستمگرها از بین می رن و عمرشون به ده بیست سالم نکشه ... ولی این جدیه که:

 

 

 

اسرائیل باید از صحنه ی روزگار محو

 

 

گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
تقدیم به شاعر شهدا شادروان ابوالفضل سپهر ...  

 

 

اتل متل یه بابا

یه بابا که شعر می گه

شعرای بابای من

عطر شقایق می ده

اتل متل یه قصه

یه شعر تازه و سرخ

بابا قلم گرفته 

با برگی که سفیده

حالا تو این سفیدی

می خواد بگه از اونجا

از اونجایی که از اون

هوش از سرش پریده

از اون بهشتی که توش

گلهای لاله کاشتن

از اونجایی که مهرش

تو دلهامون دویده

از روزایی که وصفش

تو چشمها اشک آورده

از گلهایی که هیچ کس

نظیرشون ندیده

بابا دوباره می خواد

بگه از اون شبایی

که نورشون رو تا حال

روزم به خود ندیده

بابا می خواد بخونه

شعری که پر زخونه

ز تانک و از گلوله

ز سرهای پریده

می خواد بگه از اون گل

که اسم اون شهیده

به اینجا که رسیدیم

دیدم بابا خوابیده

رو لبهای بابا بود

یه  خنده پر زشادی

انگاری که بابا جون

رنگ خدا رو دیده

نه نه نه فهمیدم

بابا هوایی شده

کبوتری که رنگ

پرهای اون سفیده

کبوتری که با شوق

سوی خدا پریده

              

                                                     

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
مجله ی انتظار نوجوان ...  

چند ماه پیش جشن تولد یک سالگیش بود. دقیقتر بگم نیمه ی شعبان امسال همزمان با تولد آقای خوبیها امام زمان(عج) . اینکه این روز مبارک روز تولدشه اتفاقی نیست خواست تحریریه  یا شایدهم...یعنی حتماّ خواست آقا بوده، چون اونا برای آقا می نویسن. برای منتظران نوجوان آقا... سال قبل که پیش شماره ی اولشون رو دیدم فکر نمی کردم که یه روز این مجله یکی ازدوست داشتنی ترین مجله ها برای من بشه. این رو جدی میگم . مطمئنم بقیه بچه هایی هم که اونو خوندن همین  رو می گن .  آخه اصلاّ خود موضوعشم دوست داشتنی و عزیزه... مطالبش...شعرهاش ، مصاحبه هاش ، داستان هاش، کبوترش و به خصوص مسابقه هاش!  وحرفهای قشنگش...همه و همه خوندنی ان...پس بشتابید و حتی شده یه بار بخونیدش که می دونم شما هم سه سوته از طرفدارای دو آتیشه ی انتظار نوجوان می شین.

راستی می تونین به سایتشون سر بزنین.

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
اتل متل یه قصه یه قصه پر ز غصه ...  

 

اتل متل یه قصه یه قصه پر ز غصه                                     

قصه ای که دروغ نیست  همش راست و درسته                        

قصه ازین قراره که مردی بی قراره

 اون می تونه ببینه که شیطون تو کمینه

  نمی تونه بمونه دشمن بیاد تو خونه

پس کوله اش رو می بنده

به راحتی می خنده

به جنگ دشمن می ره

دست رو که داد پا می ره

ده ساله جنگ رفته

یه دست یه پا گرفته

هدیه فقط همین نیس

شیمیایی رو بنویس

حالا تو این زمونه

کیه که به فکر اونه

همه به فکر جونن

غرق یه جور جنونن

وقتی اونو می بینن

فاصله ازش می گیرن

چون سرفه هاش عجیبه

راستی که اون غریبه

آی آدما کجایین

شما کجای راهین؟

اتل متل ادعا

برس به فریادما!

اتل متل ادعا

بلای دوران ما

اتل متل ادعا

غایب اون زمونها

قصه رو کوتاه کنم

ختم به اینجا کنم

اتل متل بیدار شین

قبل از اونی که خوار شین...

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
صدها فرشته بوسه بر آن دست می زند ... ...  

یادش به خیر ، چه روز هایی بود... روزهای آخر خرداد و اول تیر سال  هشتاد و چهار رو می گم... چه آزمون بزرگی بود برای خیلی ها ... آزمونی که خیلی ها از اون سربلند بیرون اومدن و خیلی ها ... بگذریم دوست ندارم دوباره همه ی اشتباهات و بد خلقی ها رو از نو بنویسم و ...

ولی خداییش این انتخابات خیلی حرفا برای گفتن داشت... اینکه یه نفر که تا چند روز قبل از انتخابات خیلی ها نمی شناختنش ، تبلیغات  اون چنانی نداشت و با اینکه با موجی از تبلیغات سیاه و تخریبهای عجیب و غریب و شبنامه ها ی  متعدد وحتی توهین های آشکار ... رو به رو بود بین این همه اشخاص شناخته شده که بعضی هاشون بارها رأی اکثریت مردم رو هم در انتخابات های مختلف داشتن  این طور عمیق دل یه ملت رو بدست بیاره و با رای بالا بیاد و خیلی کارها رو از نو شروع کنه... این یه چیز عادی نیست... اصلا می دونین چرا محمود احمدی نژاد اینقدر سریع رفت تو دل ملت؟ بله درسته چون از ملت بود چون حرف ملت رو می زد ... آی اونایی که دم از روشنفکری می زنین ... کسایی که انقلاب و حرفاش رو قدیمی می دونین... محمود احمدی نژاد حرفا و رفتار آشناش همون حرفها و رفتارهای آشنای انقلاب اسلامی مون بود... من می گم این کار خدا بود... این کشور کشور آقاست و خون هزاران شهید ضامنشه و دعای خیر امام و رهبر پشت سرشه...این کشور ، کشور یه ملت فهیمه که مثل همیشه  با اراده ی خودش حق رو انتخاب کرد و به حرفهای پوچ اهمیت نداد و حالا هم داره یکی یکی ثمره های اون انتخاب رو می بینه... کسایی که از اصلاحات می گفتین متوجه هستین که یه مدته که ایران داره به قدرتهای غرب  حمله ی روانی می کنه و این ایرانه که داره حرف اول رو می زنه؟ متوجه شدین که غرب دوباره به فلاکت همون روزهای اول انقلاب افتاده؟ تا جایی که رئیس جمهورآمریکا دستور می ده مردم آمریکا برای مقابله با تروریستها فارسی و عربی یاد بگیرن؟ می دونین این یعنی اینکه اونا به جایی رسیدن که با دست خودشون دارن سند نابودیشون رو امضا می کنن؟(می دونین که همیشه وجود حکومت ستمگر به دلیل نا آگاهی مردم اون سرزمینه و با این کار مردم غرب می تونن آگاه بشن؟و...!) این در حالیه که تو دولت اصلاحاتی که شما می گین دوای درد همه اس این غرب بود که همیشه به ایران حمله  روانی می کردو ایران کارش شده بود دفاع در برابر هر چرتی که رئیس جمهور دیوانه ی آمریکا می پروند و با هر جواب و واکنشی که دولت اصلاحات! نشون می داد بیشتر چرت می پروند... آره دولت اصلاحات حسابی اصلاح کردن . دوسال و نیم توقف فعالیت های هسته ای ...اختلاص هایی که من و شما نمی تونیم صفر های پشت ارقام اونها رو بشمریم... برین از کشاورزها بپرسین اصلاحاتی رو که دولت اصلاحات به اونا هدیه کرد... مطمئن باشین فقط جواب اونایی که این روزها قوه قضاییه برای اعلام کردن اسامی شون این پا و اون پا می کنه برای سنجش دولت اصلاحات کافی نیست.

آره ، این حکم خداست . آره این حکم خداست ...دیگه چی بگم... مطمئنم که شماها هم بیشتر از من می دونین و بیشتر از من هم درک می کنین...حرف برای گفتن زیاد دارم اما چون می خوام این پست از این طولانی تر نشه و سرتون رو بیشتر از این درد نیارم  این دو  بیت شعر آشنا رو برای مردم عزیز:

بوی گل و سوسن و یاسمن آید                  عطر بهاران کنون از وطن آید

                                               *       *     *

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر                     بار دگر روزگار چون شکر آید

واین یکی رو برای رئیس جمهور محبوبمون دکتر احمدی نژاد و دولت سختکوششون و همه ی اونهایی که به این ملت خدمت می کنن بنویسم:

صدها فرشته بوسه بر آن دست می زند      کز کار خلق یک گره بسته وا کند

                                         

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
ادرکنی... ...  

 

                                          

                    ای کاش از این بیگانگی بیگانه بودیم

                                                    با جمع یارانت دمی هم خانه بودیم

 

                  ای کاش بر خاک رهت سر می نهادیم

                                                      در راه دیدار تو از پا می فتادیم

 

                  هر صبح غرق عهد می گشتیم و هر شب

                                                   بر سجده می ماندیم ما با ذکر یا رب

 

                     ادرکنی ای منجی عالم ای شه نور

                                                    دریاب ما را عدل گشته از جهان دور

 

                    گر نور رویت بر جهان ما بتابد

                                                    نیکی سراسر سوی دلها می شتابد

 

                   ای ماه مهروی جهان الغوث الغوث     

                                                  ای مهدی صاحب زمان(عج) الغوث الغوث

 

                    ادرکنی ای خورشید جان ای عشق و ایمان

                                                     ای یوسف گمگشته باز آ سوی کنعان

 

دوشنبه بیست و ششم دی 1384
كاش پرنده مي شدم … ...  
          

 

  كاش پرنده مي شدم              پرنده اي كه پركشان

  پر از شكوه مي رود              به اوج پاك آسمان

                                           

 كاش كه جوي مي شدم           زلال آب مي شدم

  ز ساز جاودان خود               پر از شتاب مي شدم

                          

 كاش درخت بودم و            همدم ماه مي شدم

  درخت سرو بودم و             رها ز آه مي شدم

                                         

كاش جوانه مي شدم             به رختخوابي از چمن

 به آرزوي زندگي                 كنار ياس و ياسمن

       

كاش كه كوه مي شدم        غرور صخره مي شدم

 شكوه انعكاس و هم            سكوت دره مي شدم

                                         

 كاش كه شعله مي شدم        زبانه اي پر از نگاه

 ز قصه هاي گمشده            به ظلمت شب سياه          

 

   كاش شكوفه مي شدم          شكوفه ي پاك دعا

و شادمانه مي شدم                     روانه تا پيش خدا