هوالحق
سلام
خوبین؟
معذرت می خوام به روز شدن وبلاگ انقدر طول کشید...
راستش رو بخواین هم وقتش نبود و هم یه جورایی به ته کشیده بودم و مطلب نداشتم!
این یه مطلب کوتاه رو هم تو تشییع پیکر یه شهید بزرگوار تو ذهنم اومد . البته فقط جمله ی اول اون فکر اولیه توذهنم موند... حالا اون جملات اون لحظه چی بود راستش یادم نیست... اما این مطلب تقدیم همه ی دوستداران پرواز نور
و تو یک شهید دیگری... مسافری دیگر... مسافری که سوار بر پرواز نور می روی . پروازی که عاجز است نگاه کوته من از دیدنش....
و تو یک شهید دیگری ... زائری دیگر...به زیارت محبوبت می روی به همراهی فرستادگانی از نور. فرستادگانی که عاجز است دیدگان من از درک حضورشان .
و تو یک شهید دیگری... پرستویی دیگر... رها و پرگشوده در قلب نور...
و تو یک شهید دیگری... یک شهید دیگر... یک شهید و من عاجزم از وصف تو...
وتنها سهم من خیره شدن بردور شدن تابوتی سبزو سفید و سرخ است و حسرت ... تو نیز می روی و ما هنوز ؟؟؟؟؟؟؟...

راستی قالب وبلاگ رو عوض کردم چطور شده؟ اون قالب قبلی نمی دونم تو کامپیوترم چه مشکلی داشت که کلا بهم ریخته می دیدمش و خداییش خسته شده بودم از بس درهم برهم می دیدمش ... این شد که این شد قالبم!
کوتاهی یاکریم رو ببخشید . یه چند ماهی که تا کنکور مونده فرصت دارم و از اونجایی که رتبه ی یک به پایین نمی خوام باید کمتر نت بیام...
موفق باشید و دعامون کنید
یا حق

